به نام تویی که برای تو اَم

بگویید "سر به هوآ " بود که "او" را تماشا کند اما او را " دیوانه " خواندند.

بیا یکم حرف بزنیم

سلام شایسته... خوبی...؟

شایسته نمیدونم چطوری ازت معذرت بخوام... بخاطر بی توجهی های این چندوقتم بهت... بخاطر... حقت نبود

اینکه دلتو خوش کنن و بعد خودشونو بزنن به اون راه و منم بعدش به تو بی توجهی کنم و تنهات بذارم ،

واقعا حقت نبود...

میدونم این چند وقت بخاطر من بود که چندان خوب نبودی

جبران میکنم ... یعنی قول میدم ...

واقعا دوست دارم

آشتی؟

۶ نظر

بازی وبلاگـــــ ــی

و اما بعد از مدت ها بازی وبلاگی. آن هم از نوع آغشته به کتاب جان!



اینو چیستا یثربی اول کتاب "پستچی" برام نوشت.


سارا همیشه بهم لطف داشته و از اغراق کاملش در این نوشته ای که اول کتاب "تدفین مادربزرگ" اثر مارکز نوشت و واسه ی تولدم بهم داد هم کاملا مشخصه.



ره شب ، رهی عجیب ... این کتابی که مهشید بهم داد بهم یاد داد که ره شب ، رهی عجیب ... و اگه ره شبو از دست بدی خیلی چیزا رو از دست دادی ... کتاب "برنامه عبادی شبانه" نوشته هادی قطبی.


و این پست که اول کتاب "کافه پیانو" از فرهاد جعفری نوشته شد.



۳ نظر

یه عالمه لبخند

قصدم این است که

هرچیز نابود شدنی را جدی نگیرم

و بعد

آرام برای هدفم 

تلاش کنم

و زندگی کنم.

یک زندگی حقیقی.

۳ نظر

مـــآه

مآه مهربون

ممنون بابت همـه چیز

همــــه چیز

زود برگرد

زود ِ زود...

۵ نظر

قلب سنگین

تا حالا ... تا حالا شده قلبت سنگین بشه ... یه جوری که سخت باشه حملش ... یه جوری که تو رو از زندگیت پرت کنه ... الآن اینطوریم. بعد هی خدا رو صدا کنی ... آخ خدا بیا دلمو بگیر ببر با خودت ... خیلی خستم ... سنگین شده ... این همه انرژی توشو تاب نمیارم ... منو ببر ... قلبمو بگیر ببر ... قلبم که مال تو.

به فکر خودت باش به فکر من باش

از دود سیگار ، خنده های بین ویسکی ، حرف های عجیب ، مستی های پشت سر هم ...

فرار کردم که به تو برسم

فکر نمی کنی تنهایم؟ که وقت دیدارت است؟ وقت مستی های عجیب عشق من و تو نیست؟



٭ یه نفر اومد گفت این پست مناسب من نیست! اولا که من قدیسه نیستم دوما من نه لب به سیگار زدم نه ویسکی فقط به شدت بهشون دعوت شدم.همین

Desert

کویرم

من بی دوست داشتن تو کویرم

کویر زیباست

ولی مگر نهایتا چند وقت می توان مدام دوستش داشت

یک روز دو روز یک هفته ...

تحمل آفتابش آسان نیست

هر آن ممکن است عقربی پیدایش شود چیزی در من را نیش بزند

یا خارهایش ...

کویر زیباست ولی

 دریا نیست

جنگل نیست

مرد من.




پسرعمه ی ۲۳ ساله ی من

تا حالا ... تا حالا با خبر مرگ پا نشده بودم از خواب.. چه عـ جــ یــ ب ... راستی دختر عمو دیدی نوید به قول خودت عن نبود .. تو ماه رمضون رفت .. من و تو موندیم .. یه عمر آزارش دادی ... بچه بود .. مگه نمی دیدی انقدر احمقه ... هان؟

دیدی ۵ دیقه مونده بود برسه به خونه.بوووم تصادف

چه عجیب بود. منم ۲۱ سالمه. نزدیکه مرگ...

اگر از تو بهتر سراغ داشتم جز تو را میخواستم اما سراغ ندارم اقیانوسم

یک نفر آب و نان می خواهد

یک نفر قد هفتاد سال پول می خواهد

یک نفر اقیانوس..



🍃 ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

حافظ


🍃 قرآن به سر گرفتم و گفتم سلام عشق

      یعنی به جز حریم تو بر من حـــــــرام عشق

علیرضا بدیع


🍀 اقیانوسم بیا...بیا....


🍀 برای اتصالمان به اقیانوس دعا کنیم


۱ نظر

In my head

بگذار رک بگویم

که در مخ پرداد ِ این دختر خرداد چه می گذرد


درد من دنیای بی عشق است

همین .




+ در تکاپوی تبدیل دنیا به جایی بهتر . جایی عاشق تر ... همراه شوید لطفا :) ما اندک نیستیم ... می توانیم به اذن او.

۹ نظر
گفت مرا برای خودش ساخته
از آن وقت به بعد
همه تن چشم شدم خیره به دنبالش گشتم
همه جا
توی جامدادی ام ، کنار کاکتوسم ، لای کتاب ها ، توی چشم آدم ها ...



* شایسته رو که راه شایسته می رود*
هرگونه تشابه اسمی تو جمله بالا از سعدی جون با اسم من کاملا اتفاقیست :))




طراحی شده توسط رضا