تو کی هستی کوچولو؟

نمیدانم چه بگویم از دیروز... از پیاده روی جامانده ها... حرف بسیار است و حوصله ی خیلی ها کم و قلم من هم قاصر... ولی.. وای از آن بچه های کوچکی که در پیاده روی، خودجوش کفش از پا درآورده بودند و می رفتند... هی نگاهشان می کردم می گفتم خدایاااا این ها را چطوری آفریدی؟؟ آخر از کی الگو می گیرند که مثلا توجیه کنم از بزرگترها یاد گرفته اند چون در پیاده روی طولانی ما تک و توک بزرگسال پابرهنه می دیدم اما کلیییییی بچه... یک چیزی بود آنجا... من نمی دانستم با آن همه اتفاق خوب یک جا باید چه کرد... چقدر قشنگ بود... آخ خدا نگیر از ما این عظمت و این کشتی نجات را...

حسین ِ بی پروا مصداق این شعر سعدی ست

گفتم ببینمت مگرم درد اشتیاق / ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم



حسین جان ... اینجا تازه آغاز است ... دلم را که بین این آدم ها تنها نمیگذاری که یابن الزهرا ؟؟ این جمله را با عجز بخوان

۴
یک دختر شیعه
۱۹ آبان ۲۳:۰۵
رفتی کربلا اربعین شایسته؟..
😔

پاسخ :

رفتم پیاده روی جامانده های اربعین....
جنابــــــــ دچار
۲۰ آبان ۰۹:۴۱
واقعا چجوری توجیه میشه کرد؟

پاسخ :

یاد اون زمانی افتادم که چندین سال قبل از انقلاب بود و از امام خمینی پرسیدن آخه با کدوم یار میخوای مبارزه کنی و او گفت یاران من در گهواره اند
هادی مشایخی
۲۰ آبان ۱۹:۲۳
الله اکبر

پاسخ :

لاحول و لاقوه الا باللّه العلی العظیم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
♥♥
اسباب بازی فروشی جای بازی کردنه
نه وابسته شدن
نه جدی گرفتن
نه روحو به بازی گرفتن...
کجا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان