او هیچ او نگاه

وقتی آدم بیمار شود دردهایی که از بیرون به او می رسد انگار چنـــد برابر می شوند. عاشورا را بیمار بودم. و بیشتر روز را در خانه. عجب عاشورایی شد... نمی توانستم و می خواستم. همین خودش درد بود. بد دردی هم بود. بماند که چه دردهای دیگری هم چشیدم. یک درد ضرب در چندین می شد و ریز ریز می کرد.من می دانم بیماریم در حد امام سجاد نبوده. او بیمار بود و همه چیز را دید. برادرانش. اصحاب خاص و خالص. پدرش. پدرش. پدرش. و بعد صحنه هایی را که حتی پدرش با چشم ندید. زن ها و بچه ها... عمه جانش.. عمه جانش... عمه جانش... رقیه... رقیه.... رقیه.....


کوفه کوفه کوفه شام شام شام

۳
فاطمه الف
۱۰ مهر ۲۳:۳۵
تو چرا انقد مریض میشی دختر جان ؟
بهتری ؟

شهادت امام سجاد علیه السلام تسلیت ... 💔 زاویهٔ خیلی غم انگیز ولی جدیدی داشت پستت ...

پاسخ :

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هی مریض شم :)
بله گل دختر سفیدم

لطفت زیاده که میخونی اینجا رو...
تسلیت زینت عبادت کنندگان را...
تسلیت سجادی را که عاشقانه ها و نجواهای صحیفه اش دست هرچه حافظ و سعدی را بسته است سففففت
تبارک منصوری
۱۱ مهر ۰۰:۵۹
مثل من :((
اکثر روضه ها رو از دست دادم... روز عاشورا تو خونه بودم و دلم روضه میخواست. کتاب آفتاب در حجاب رو برداشتم و مهدی شجاعی شروع کرد به روضه خواندن. :(((
اتفاقا چون صبر منم لبریز شده بود از حال بدم، مدام به امام سجاد فکر میکردم... هیییی خدااااا مصیبتها مگه تموم میشد تو کربلا..... کوفه، شام، مدینه هم برای خودش دردها داشت...

پاسخ :

میفهممت:((((((
یا زین العابدینــــــ ــــ ـــــــ
فاطمه. صاد
۱۱ مهر ۰۸:۰۷
چه روضه ای خوندی....شایسته

ان شاالله به حق امام سجاد خوب خوب شی...

پاسخ :

ماه بانوی دلمی♥♥
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
♥♥
اسباب بازی فروشی جای بازی کردنه
نه وابسته شدن
نه جدی گرفتن
نه روحو به بازی گرفتن...
کجا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان