damn late

تو پیش دانشگاهی واسه هرکسی یه لقبی گذاشته بودیم. ماساژور. خواننده. نازنازی. من اما موخِر بودم. من همش دیر میومدم. قضیه به پیش دانشگاهی برنمیگرده. از راهنمایی به بعد... دیر...

هنوزم دیر میکنم خیلی وقتا... زهره هم تو گوشم ویز ویز میکنه تقریبا هربار که یکم زودتر بیدار شو یکم زودتر فلان کن یکم آدم تر باش و اینا ... و خستم از دیر کردن... خیلی خستم...

نگرانم که اون جایی که دیرکردن خیلی ناجوره

اونجایی که خدا میگه بیا

باز دیر کنم. باز دیر کنم.


...

بعد بگن اومدیا ، ولی دیر ، برگرد/

۲
جوجه
۰۴ خرداد ۰۹:۵۵
دیدمت ولی چه دور ...
دیدمت ولی چه دیر ...

*_* ان شاء الله اون بشه استثنات ! و دیر نکنی :*

پاسخ :

ان شااللّه.........
:٭ ٭__٭
قاسم صفایی نژاد
۰۴ خرداد ۱۱:۱۱
این وصف حال ما در روزهای آخر ماه رمضونه. میگن پاشید برید دیگه سفره جمع شد اما ما دیر می‌رسیم معمولا

پاسخ :

بساط هرسال منه..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
♥♥
اسباب بازی فروشی جای بازی کردنه
نه وابسته شدن
نه جدی گرفتن
نه روحو به بازی گرفتن...
کجا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان