خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گـ..

مکالمه ی چندوقت پیش من و عاطفه

عاطفه: اصا همه ی انگیزم واسه درسو از دست دادم ازدواج که بماند ... والله.. جنگ شه ازدواج میخوام چی کار؟!  حالا این پسره هم هی زنگ میزنه مامانمم بهش جواب نمیده بدش نمیاد ازش :))

من: ببین عاطفه بالاخره آدما تو جنگم ازدواج میکنن پس پیشنهاد میکنم بهش فکر کنی :))))))


مکالمه ی چندوقت پیش من و حدیث

من: حدیث ان شااللّه کنکورتو عاااالی بدی بعدم به یه جایگاه خوب برسی ... البته اگه جنگ نشه :)))))))))

حدیث: شایسته تهشم جنگ بشه خودم و خودت پا میشیم میریم جنگ بعد که برگشتیم میشینیم از این فیلم جنگیا میسازیم ... کلی تجربه و نویسنده شدن راحت تر و کلی سوژه و اووووففففف....

من: راس میگی اصا ره ده ساله رو با پله برقی میریم :)))))))))

۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
♥♥
اسباب بازی فروشی جای بازی کردنه
نه وابسته شدن
نه جدی گرفتن
نه روحو به بازی گرفتن...
کجا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان