تو سرکشی و دل را هم بیچاره می کنی با سرکشیت

من و دلم نشسته بودیم توی حیاط و کتاب می خواندیم. من به زور نشسته بود و رمق دل را هم کم می کرد. یکهو یک قطره و بعد دو قطره و قطره های بیشتر افتادند روی صورتمان و ما را نوازش می کردند یواش یواش.

من: وای بارون گرفت بریم تا کتاب و لباسمون خیس نشده...

دلم: خب کتابو می بندیم فعلا یکم بارون نگاه می کنیم... لباس خیسم خودش یه فازیه ^_^

من: اوم...نریم بخوابیم یکم؟

دلم: نگاه کن چه هواییه... وای ، من ! بارون خیلی قشنگه نه؟

من (خمیازه می کشد): آره خوبه...

دلم: کدوم معشوقیه که بتونه بخاطر شادکردن عاشق خودش بارون بباره رو سرش؟! :)

من: ...

دلم: ما بهش بد کردیم من ... جواب مهربونیاشو با اشتباهای تو دادیم ...

من: :( :/

دلم: ای من ! ای من ! ای اماره ... تو ... یادته اون دفعه که گند بالا آوردی رفتی...

من: خبالا

دلم: چرا رام نمیشی یکم... چرا انقد خربازی درمیاری؟!

من: اه حالا خیس میشیم. بریم تو بخوابیم یکم.

دلم: :|

بعد دلم قهر کرد رفت ساکت نشست یک گوشه ای زل زد به دیوار.

۳
ماه نو
۱۴ ارديبهشت ۱۴:۲۵
ازون مکالمه ها که منم با خودم دارم....

پاسخ :

یادته یه بار گفتی انقد شباهت داریم که خطرناکه؟ :)))
خیلی وقتا یاد این حرفت میفتم کلی کیف میکنم💜
ماه نو
۱۶ ارديبهشت ۰۰:۴۳
ای جونممم.خوش به حال خودم که:)
آره آره اون حجم از شباهت بی سابقه بود:)
شایسته ی مهربون💙

پاسخ :

🍀🌿🌾🍁🌼🌻♥♥♥♥♥
ماه نو
۱۷ ارديبهشت ۰۱:۰۳
💙☔

پاسخ :

💞🌸💞
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
♥♥
اسباب بازی فروشی جای بازی کردنه
نه وابسته شدن
نه جدی گرفتن
نه روحو به بازی گرفتن...
کجا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان